عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

402

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

بر آن نگريست به همراهان خود گفت : اين چشم‌انداز زيبا را به چيزى مانند كنيد . چيزى نتوانستند گفت . قتيبه خود گفت : در سبزى چون آسمان است و كاخهاى آن چون ستارگان درخشان و رودها و جويها به سان كهكشان . همگان اين تشبيه را شايا و زيبا يافتند . [ ف ] فأرة الإبل . جاحظ گفته : عرب دربارهء موش شتر - چون از لانه‌اش درآيد ، يا بويش بيرون آيد - گويد : بوى آن از مشك بويا نيز خوشتر است . شاعر در ستايش شتر خويش گفته : كأنّ فأرة مسك فى مباءتها * إذا بدا من ضياء الصّبح تبشير يعنى : شتر من - هنگامى كه روشنى سپيده آشكار مىشود از بوى خوش پندارى كه موش مشك است در لانهء خود . فأرة البيش . جاحظ گفته : فأرة البيش « 1 » حشره‌اى است كه گياه زهرناك مىخورد امّا آسيبى نمىبيند ، حال او چون سمندر است كه در آتش در مىآيد امّا نمىسوزد . بشر بن المعتمر دربارهء موش بيش گويد : و فأرة البيش على بيشها * أحوص من ضبّ على جحر يعنى : موش بيش بر گياه زهرناك خود ، حريصتر از كفتار است به لانهء خود . فأرة العرم . هر ناتوان كه بتواند كارى بزرگ انجام دهد يا حقير خوارى كه امرى سترگ از او سر بزند يا زيان و گزندى عظيم را سبب شود به موش عرم مانند كنند . جاحظ گفته : مردم گمان ندارند كه سبب ويرانى سرزمين سبأ سيلى بود . و امّا سبب تراويدن آب و شكستن بند آب نيز موشى بود . خداوند فرموده : « فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ » « 2 » و عرم عبارت بود از بندى كه مردم ساخته

--> ( 1 ) - به نوشته دهخدا : بيش گياهى است چون زنجبيل در حال خشكى و تازگى در داروها به كار رود و دانگى از آن زهر كشنده است . . . و ترياق آن گوشت فارة البيش است . ( م . ) ( 2 ) - سورهء سبأ - 16 .